ستاره
یکشنبه 5 فروردین1386 8:26 بعد از ظهر


هر شب کنار پنجره می نشینم و آرزوی دیدنش را در سر
می پرورانم . می خواهم کوله بار خستگی هایم را همراه
التماس های درونم برایش هدیه کنم . می خواهم نجواهای
شبانه ام را در سجاده عشق حکاکی کنم .
می خواهم به او بگویم که چقدر دوستش دارم
وابستگی چقدر زود اتفاق می افتد قبل از آن که بدانی راه
برگشت را گم کرده ای این دلتنگی را بگیر از من هنوز تولد
تولد من زندگی را در کنار تو بودن یافتم .
( پس هیچ وقت تنهایم نگذار )
![]()
گفتی برایم ستاره بچین ... چیدم ... تمام ستاره های شب را ...
همه چراغ های آسمان دل را ... تنها یک ستاره ماند ... از من
نخواه تو تک ستاره قلبم را بچینم ... تو که نمی خاهی خاموش
شوم و در سیاهی فرو روم ... ( تو تک ستاره قلب منی )
لينك باكس پنگوين
Penguin Linksbox



